مؤلف مجهول

122

تاريخ سيستان

عبد الملك فرمان يافت بدابق [ 1 ] روز آدينه بود ده روز مانده از صفر سنه تسع و تسعين ، و چهل و پنج سال عمر سليمان بود و عمر بن عبد العزيز بن مروان بخلافت نشست . ( نشستن عمر بن عبد العزيز بخلافت ) روز آدينه ده روز مانده از صفر سنه تسع و تسعين و كنيت عمر ابو حفص بود ، آن روز [ كه ] او را بخلافت نشاند [ ند ] و كلاء خويش را جمع كرد و حساب خويش با ايشان بكرد و منادى كرد تا هر كه را برو خصومتى بود بيامدند همگنان ، و آنچه در خواستند بداد و از همه خويشتن را اندر حلّ كرد ، باز [ ز ] نان و كنيزان خويش را جمع كرد و همه را طلاق داد و كابين بداد و هزينهء [ 2 ] عدّت ، و ديگران را آزاد كرد و هر كسى را جهازى بداد و شوئى مسما كرد و ضياع و سوايم [ 3 ] خويش بفروخت ، بيست و چهار دينار شد و به صدقه بداد ، باز خطبه كرد و گفت يا مردمان ! كارى بزرگ مهم به گردن من اندر كرديد ، و من ضمان كردم و جهد كنم تا طريق و سنت مصطفى صلَّى الله عليه و آن خلفاء راشدين پيش گيرم و اهل علم را و زهاد را بخويشتن نزديك كرد و عملها بديشان داد و آنچه خداى تعالى به گردن وى كرد او بعهدها اندر گردن ايشان كرد ، و بخراسان و سيستان جرّاح بن عبد الله الحكمى را فرستاد ، فرمان داد كه چنان كه [ من كردم ] تو [ نيز بايد ] عمّال ، اهل دين و ورع و علم و زهد را كنى [ 4 ] . آمدن سباك بن المنذر الشيباني [ 5 ]

--> [ 1 ] اصل : دالق - و دابق بكسر باء و بفتح باء هم آمده است قريه ايست نزديكى حلب از اعمال عزاز بين آن و حلب چهار فرسنگست و قبر سليمان بن عبد الملك آنجاست ( معجم البلدان ) . [ 2 ] هزينه بمعنى خرج كه نقيض دخل باشد و بمعنى نفقه عيال و بمعنى خزينه هم آمده ( برهان ) . [ 3 ] سوائم بمعنى بهائم . السائمه و السوام الماشية و الأبل الراعية جمع سوائم ( المنجد ) . [ 4 ] كذا . . . عبارت بدشوارى معنى ميدهد و ظ سقطاتى داشته ، لهذا كلماتى براى تكميل عبارت الحاق شد . [ 5 ] سيال بن المنذر بن النعمان الشيبانى ( يعقوبى ص 284 ) .